گرد آورنده : كبري ناظميان
کلیدواژهها: قصه، قرآن، عهدین، انبیا، مقارنه
قصه: از کاربرد عربی آن گرفته شده است و معادلی همچون داستان در زبان فارسی دارد. در فرهنگ هاي لغت (عربي ، فارسي )معناي مشابهي از واژه قصه ذکر شده از جمله «پي جويي و دنبال کردن اثر »)1(
قرآن: کتاب آسمانی مسلمانان است که بر پایهی باوری کهن اعتقاد ایشان بر وحیانی بودن آیات آن (لفظ و معنا) از جانب خداوند بر حضرت ختمی مرتبت، محمد بن عبدالله صلّیاللهعلیهوآله است.
عهدين : این واژهی تثنیهی «عهد» است و مقصود از آن ازعهد قدیم و عهد جدید میباشد.
انبيا: این واژه بر وزن «اَفعِلاء»، جمع واژهی«نبی» درزبان عربی است. برخی«نبی» را از ریشهی «نبوه» به معنای«رفعت» میگیرند و برخی آن را از ریشهی «نبأ» به معنای خبر میدانند.
مقارنه: مقایسه دو چیز که با هم اشتراکاتی داشته و در کنار اشتراکات خود، تفاوتها و اختلافاتی نیز دارند
چكيده:
اديان توحيدي يهوديت، مسيحيت و اسلام هريك داراي كتب مقدس مختص به خود هستند، اين كتابها مبناي ايمان مؤمنان به اين اديان مي باشد . لذا اين كتب مقدس به عنوان مجموعه وحي مكتوب محسوب مي شوند . از ديگر سو، قصه از دیرباز مورد علاقهی بشر بوده است و نقش فزایندهای در تاریخ و فرهنگ بشری ایفا نموده است. به عبارت واضحتر قصهپردازی و خلق آن، ریشه در خلقت، رشد و تکوین آدمی، جامعهی اولیهی او و نخستین تمدنها دارد. امروزه به رغم پیدایش دهها هنر نوین، قصه همچنان در میان تمام جوامع بشری مورد توجه و عنایت است. این هنر از طرف دین هم به رسمیت شناخته شده است و تقریباً در تمام کتب آسمانی به ویژه قرآن کریم به میزان قابل توجه مورد استفاده قرار گرفته است. قصص قرآن با عهد قديم به ويژه در داستان پيامبران داراي مشتركات فراواني است ولي نوع پردازش قصص در قرآن متفاوت با كتب مقدس است. اگر چه ميتوان گفت قرآن در بيان آيات به نوعي چكيدهی تورات و كتب مقدس قبل و بعد از آن ميباشداما اين موضوع بدان سبب مي باشد تا به عنوان كتاب هدايت راه را بركساني كه قرآن را رها كرده و كتب مقدس ديگر را به عنوان كتب آسماني بر گزيدهاند ببندد.
مقدمه :
کتاب مقدس بر خلاف آنچه نامش تداعی میکند، یک کتاب نیست، بلکه کتابخانهای شامل 73 کتاب(به باور کاتولیکها)است که در طول بیش از هزار سال نوشته شدهاند. واحد نبودن این اثر از نامش نیز پیداست.واژه مصطلح برای کتاب مقدس، واژه Bibel (برگرفته از یونانی)به معنای کتابها و اسم جمع ta bibla (کتاب)به شمار میرود.اما این واژه امروزه در زبانهای غربی صورت مفرد(the Bible-Die Bible...)به خود گرفته است که در عین حال The Scriptures (کتابها)و Holy Scripturs (نوشتههای مقدس)نیز نامیده میشود.
در نسختین تقسیمبندی، کتاب مقدس به دو مجموعه عهد عتیق (Old Testament)و عهد جدید(New Testament)تقسیم میشود.در اینجا واژه Testament همان معادل لاتین Testamentum است که به نوبه خود ترجمه واژه عبری عهد و پیمان به شمار میرود؛به معنای عهدی که خداوند در آغاز با موسی و قوم او بست و در عیسی مسیح به انجام رساند.
آنچه عهد عتیق خوانده میشود شامل 40 کتاب کوچک است که به عبری نوشته شده است و یهودیان و نیز مسیحیان آن را قبول دارند.البته کاتولیکها 6 کتاب دیگر را که به یونانی نوشته شده است جزو عهد عتیق میشمارند و آنها را«deuterocanonical» یا کتابهای بر حق متأخر( کتابهای قانونی ثانی)مینامند، یعنی کتابهایی که بعدها به canon (کتاب مقدس)یا«قانون ایمانی» افزوده شدند.)2)
. «قرآن» که از ریشهٔ «قرء» گرفته شدهاست، در واژه به معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سوره علق به این معنی اشاره میشود. در باور مسلمانان، این کتاب در یک دورهٔ ۲۳ ساله از جانب خدا و از طریق جبرئیل بر محمد، که او را آخرین پیامبر میخوانند، فروفرستاده شده است. مجموع این فروفرستادهها (وحی) به شکل کتابی گردآوری شده که قرآن نام دارد. قرآن دارای ۳۰ جزء، ۱۱۴ سوره و ۶۲۳۶(عدد کوفی)=۶۲۲۶(عدد شامی)=۶۲۱۴(عدد مدنی)=۶۲۰۴(عدد بصری) آیه است. در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان میخواند. برخی آن را نگهداری میکردند و برخی بر تکههای چرم، استخوانهای شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگهای هموار و صیقلی و گاه کاغذ مینوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی میشد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمینهای مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشتهشدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. گروهي با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آنها تمام نوشتههای قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سالهای ۲۴ تا ۳۰ ه.ق. انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد.به اين ترتيب قران سه مرتبه به شرح زير جمع آوري شد .اولين بار با حضور رسول خدا بود ..دومين بار در زمان ابوبکر گردآوري شد و در زمان خلافت عثمان براي سومين بار به ترتيب سوره ها گردآوري گرديد .(3)
عهد عتیق و نیز داستانهایش را از یک منظر میتوان ادبیات شمرد، اما نه ادبیات به معنای مرسوم آن که مد نظر منتقدان ادبی است.عهد عتیق و بهطور کلی کتب مقدس به سبب غایتی که در نظر دارند معیارهای ادبی را برنمیتابند و آنجا که نیت ارائه پیام و رهنمود دارند، گاه از منطق ادبیات عدول میکنند.با این حال قصص دینی دست کم به سبب قدمت خود، یکی از اصلیترین منابع تخیل ادبیاند، خواه آنها را باور داشته یا نداشته باشیم. همچنین بحث درباره تأثیرگذاریهای قصص عهد عتیق بر ادبیات جهان بسیار آسانتر از بحث درباره وجوه ادبی این منبع کهن است:چه این تأثیرگذاریها غیرمستقیم باشد(برای نمونه تأثیر ارتدوکسیسم بر آثار داستایفسکی، داستان ایوب بر کافکا، داستان شاه شائول بر مکبث شکسپیر، و...)و چه قصص کتاب مقدس به صورتی مستقیم در آثار ادبی بازآفرینی شده باشند(برخی آثار کازانتزاکیس، یوسف و برادران توماس مان، بهشت گمشده میلتون، کمدی الهی دانته و بهطور کلی عمده آثار ادبیات غرب از سدههای آغازین مسیحی تا سده هجده)بهگونهای که این دسته از آثار، بدون وجود کتاب مقدس هرگز زاده نمیشد یا دست کم حاصل کار تفاوتهای عمدهای با آنچه امروز در دست است، میداشت. قصههای عهد عتیق یکگونه نیستند و در آنها تنوع و گوناگونی به چشم میخورد. با توجه به اينكه كتب مقدس در طي قرون متفاوت نوشته و تدوين شده اند ، تفاوت نوع داستانها و قصص متناسب با شرايط حاكم بر جامعه طبيعي است .
اديان توحيدي يهوديت، مسيحيت و اسلام هريك داراي كتب مقدس مختص به خود هستند، اين كتابها مبناي ايمان مؤمنان به اين اديان مي باشد . لذا اين كتب مقدس به عنوان مجموعه وحي مكتوب محسوب مي شوند . از ديگر سو، قصه از دیرباز مورد علاقهی بشر بوده است و نقش فزایندهای در تاریخ و فرهنگ بشری ایفا نموده است. به عبارت واضحتر قصهپردازی و خلق آن، ریشه در خلقت، رشد و تکوین آدمی، جامعهی اولیهی او و نخستین تمدنها دارد. امروزه به رغم پیدایش دهها هنر نوین، قصه همچنان در میان تمام جوامع بشری مورد توجه و عنایت است. این هنر از طرف دین هم به رسمیت شناخته شده است و تقریباً در تمام کتب آسمانی به ویژه قرآن کریم به میزان قابل توجه مورد استفاده قرار گرفته است.از طرف ديگر ، قصه و داستان ، نقش بسيار زيادي در تربيت غير مستقيم خواننده آن دارد ، چه بسا افرادي گناهکار که يا نسبت به اعمال خود جاهلند و يا در صورت علم اگر مستقيماً به آنها امر و نهي مي شد عکس العمل منفي نشان داده و از روي لجاجت جري تر مي شوند ، و اين قصه است که در هر دو صورت نقش ارزنده و سازنده اي را مي تواند ايفا کند .در نهايت علاوه بر موارد فوق ، قصه ها ، راه کارهاي خوبي را جهت اداره اجتماع در تمام زمينه هاي سياسي ، اقتصادي ، اخلاقي ، عبادي و مبارزاتي ارائه مي دهد . از همين روست که در متون ديني و فرهنگ اسلامي به ويژه در قرآن ، بسياري از مطالب ارزنده و سودمند به صورت قصه توسط خداوند متعال به تصوير کشيده است. جوادي آملي در اين زمينه معتقد است :«خداوندي که جهان را به نيکوترين شکل خلق کرده خود بهترين قصه پرداز است و اولين قصه مکتوب او قصه ي آفرينش واولين قصه او در مورد انسان قصه ي آدم است»(4)
با اين مقدمه مي توان ضمن بررسي قصص در كتب مقدس و مقارنه آنها به تشابهات و تفاوتهاي موجود دست يافت . هر چند در اين مقاله نمي توان به قصص را ذكر نمود اما عمده ترين تشابهات و تفاوتها بين بين قصص قرآن و عهدين تقديم مخاطبان محترم خواهد شد .
شرح و تحليل موضوع
الف: اقسام قصههادر عهد عتیق
قصههای عهد عتیق را مي توان دست کم در پنج دسته طبقهبندی کرد.
-قصههای اساطیری: حجم قصههای اسطورهای و اسطورهوارههای عهد عتیق بیش از دیگر داستانوارههای این مجموعه به شمار میرود. این مجموعه با داستانهای پیدایش و توفان بزرگ آغاز میشود که با دیگر اسطورههای پیدایش و توفان در سراسر دنیا همسانی دارد.پیداست که میتوان پنداشت تعدد داستانهای اساطیری در عهد عتیق و به ویژه در بخشهای قدیمیتر آن مانند سفر پیدایش، ممکن است به سبب قدمت دین یهود و تألیف بخشهای قدیمیتر عهد عتیق در دوره رواج بینش اساطیر بشر باشد. امروزه صدها پژوهش و تأویل و تفسیر از سوی علمای علوم انسانی درباره داستانهای اسطورهای عهد عتیق، مانند داستان پیدایش زمین و انسان.(5)، یونس و ماهی(6)،کشتی گرفتن یعقوب با فرشته(7)، برج بابل(8)، ایستادن خورشید(9)و...نوشته شده است.
- قصههای تاریخی: عهد عتیق یکی از کهنترین منابع بشری است که در آن به برخی رخدادهای تاریخی اشاره شده است.از اینرو در پژوهشهای تاریخ باستان، گاه بدین اثر استناد میشود. اما نه تاریخ به معنای مرسوم آن. نورتروپ فرای در اين رابطه اشاره مي كند ، "عدم پایبندی مستقیم کتاب مقدس به تاریخ، بدین دلیل است که آنچه تاریخ مینامیم، تاریخ دنیوی (Weltgeschichte)است، حال آنکه کتاب مقدس به تاریخ قدسی (Heilsgeschichte)توجه دارد."(10)
-قصههای تمثیلی(امثال و حکم): در میان این متون، قصههایی(مانند طوبیت)یافت میشوند که هدفی ارشادی را دنبال میکنند.این قصهها گاه آدمی را به یاد حکایات (Fable)ازوپ، لافونتن و فدروس میاندازند.گرچه قصص تمثیلی عهد عتیق را نمیتوان Fable شمرد، اما وفور اشارات به حیواناتی چون مار، بره، گوساله، الاغ، گاو، اژدها، گرگ، روباه، شغال، سگ، اسب، پرندگان، لویاتان، بهیموت، ماهی...، و نقش استعاری گاه و بیگاه این حیوانات در قصص عهد عتیق همانندیهایی را با این نوع ادبی به ذهن متبادر میسازد. در این گونه ادبی، ضربالمثلها، هسته اصلی این نوع قصهگویی قرار میگیرد و به وفور از استعاره استفاده میشود.چنین مینماید که یهودیان در این حوزه از ضربالمثلهای دیگر ملل خاور نزدیک همچون مصریها، سامریها، بابلیها، پارسیان و...سود بردهاند.
-قصههای مکاشفهای: به رغم ممنوعیت و کراهت اموری چون پیشگویی در شریعت یهود، عهد قدیم آکنده از داستانهایی با مضمون پیشگویی است.البته ناگفته نماید که این کاشفات و پیشگوییها اغلب از سوی انبیای بنیاسرائیلی صورت میگیرد و بر تفاوت پیشگویی انبیا و پیشگویی ساحران و افراد دیگر تأکید فراوان میشود.
در کتابهای مربوط به انبیاداستانهای پیشگویانه فراوانی یافت میشود.(11) بسیاری از پیشگوییهای انبیا در قالب نشانهها بیان شدهاند.برای نمونه ارمیای نبی در مکاشفه خود دیگی جوشان میبیند که رو به شمال قرار دارد و خداوند میگوید که قبایل شمال را فرا خواهد گرفت.(12)
-قصههای فلسفی: نمونه بارز این ادبیات کتاب جامعه، کتاب ایوب، مزامیر، غزل غزلهای سلیمان و...است که از آن میان کتاب ایوب که قالبی داستانی دارد، نمونهای درخشان از قصص فلسفی عهد عتیق شمرده میشود.پرسشهای ژرفقی که ایوب عهد عتیق درباره هماهیت و خاستگاه شر، رنج، عدالت اخروی، مشیتالهی و پارادوکسهای تئولوژی یهود مطرح میکند این اثر را بدان پایه رسانده که داستایفسکی آن را برترین نوشته تاریخ بشریت شمرده و اندیشمندان، فلاسفه و نویسندگان دیگری را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
با اين احوال مي توان قصه هاي عهدين را داراي ويژگيهاي زير دانست . اساسا ويژگيهاي منحصر به فردي كه عمده ترين تفاوت قصه هاي آن با قرآن كريم مي باشد .
پررنگ بودن قصهپردازی ،رمزگرایی در بسیاری از قصهها، ناسازگاری ظاهر برخی از قصص با موازین و معیارهای عرفی، جزئیاتپردازی، روایت خطی و نقل کامل داستان، تعدد و تنوع در کاتبان، دورههای نگارش، سبک و لحن و...، ظرفیت فراوان برای تأویل و تفسیرپذیری،از جمله اين ويژگيهاست .
ب: قصه در قرآن
بررسی آیاتی که کلماتی از ماده «قَصص» در آن ها آمده است نشان میدهد که در قرآن لفظ قصّه به کار نرفته است. و هر کجا این واژه مورد نظر بوده، در قالب ماده قَصص آمده است(13) طبرسی ذیل آیهی 111 سورهی یوسف آورده است: قَصَص به معنی خبرهای پیدرپی از گذشتگان است.(14) قصه در قرآن، مأموریت دارد تا افکار به غفلت غنوده انسانها را بیدار سازد و در واقع روشنگری هدف این گونه قصههاست. «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِين»(15) "ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم، بر تو حكايت مىكنيم، و تو قطعاً پيش از آن از بىخبران بودى."
محققان علوم قرآنی، این کتاب الهی را چهار بخش تقسیم کردهاند:
الف) قصص؛ ب) عقاید؛ ج) احکام؛ د) اخلاق
این تقسیمبندی نشان میدهد که خداوند متعال از قصه به عنوان یک ابزار هدایتی بهره گرفته است تا دعوت خویش را ابلاغ و پایدار سازد. قصه در قرآن و از نظر قرآن، خبر و سرگذشت حق، واضح و صادقی است، مبتنی بر دانش الهی که برای گسترش اندیشمندی و ایجاد عبرت در خردمندان طوری بیان میشود که شنونده و خواننده آن را دنبال میکند.(16)
قصص قرآن به لحاظ محتوایی در سه حوزه قابل دستهبندی است.
1ـ قصههای پیامبران که درباره چگونگی دعوت قومشان، و معجزاتی که خداوند به آنها داده است و موضع مخالفان و دشمنان، مراحل گوناگون دعوت، و سرانجام مؤمنان و تکذیب کنندگان را بیان میکند مثل قصهی موسی، ابراهیم، نوح، لوط و ... .
2ـ قصههای مربوط به اشخاص یا حوادث پندآموز؛ این دسته از قصص درباره اشخاصی که نبوت آنها ثابت نشده است و یا حوادث و وقایع پندآموز سخن میگوید: مثل قصهی طالوت، جالوت، اصحاب کهف، ذوالقرنین، قارون، یا قصه قومی که هزاران نفر بودند و در حالت بیم و مرگ از شهر و خانههایشان بیرون رانده شدند.
3ـ قصههای مربوط به دوران پیامبر گرامی اسلام؛ این قصص از حوادثی سخن میگوید که در زمان پیامبرحادث شده است .(17)
اگر به قصه هاي قرآن به دقت نگريسته شود مي توان در يافت كه :
ـ قصص قرآن صرفاً جهت آشنايي با تاريخ و سرگذشت انبياء و اقوام گذشته تدوين شده است .«نقل تاريخي »
ـ قصص قرآن ، صرف آشنايي با روش هاي تبليغي و تربيتي انبياء عليهم السلام تدوين شده است . «آموزش عملي مبلغين »
ـ قصص قرآن جهت ، تنزل دادن مفاهيم بلند علمي براي تفهيم مطالب به اقشار مختلف مردم تدوين شده است .«آموزش هاي نظري ».
ـ خداوند متعال براي ارائه ي طريق با الگوها و اسوه هاي حسنه قصه هاي قرآن را تدوين نموده است .«الگودهي »
ـ قصه هاي قرآن جهت آموزش و تربيت همه جانبه فرد و اجتماع ، به شيوه هاي گوناگون جهت سوق دادن آنها به کمال نهايي نگاشته است .
ـ قصص قرآن جهت تبيين علل و عوامل سقوط و انحراف «افراد ، اقوام ، تمدن ها »گذشته تدوين شده است . «عبرت آموزي ».
ـ قصص قرآن جهت تبيين علل و عوامل پيروزي و تکامل «افراد ، اقوام ، تمدن ها » گذشته تدوين شده «عبرت آموزي »
با توجه به اين که اهداف و آثار در واقع يک حقيقت واحد و ملازم هم مي باشند بايد گفت :از آنجا که قرآن کريم از روي حکمت ازلي الهي سرچشمه مي گيرد قطعاً با نزول آن و تدوين قصص در جاي جاي سور آن ، اهداف و آثار بلند و جامعي مد نظر بوده که تماماً به بعدي از ابعاد اعتقادي و اخلاقي و ... فرد و جامعه ايده آل قرآني برگشت مي کند . در قرآن كريم قصص واژه هاي مختلفي چون حديث ، نبا،مثل را شامل مي شود اين واژه ، در قرآن کریم جمعاً 27 بار به صورت اسم مصدر، اسم و یا فعل آمده است. مهمترین انگیزهی قرآن از بیان قصص قرآن عبارتند از:
1ـ اثبات یگانگی خداوند و تأکید بر پرستش او. 2ـ اثبات رسالت و وحی محمدی3- تأکید بر این موضوع که پیام پیامبران، وحی آسمانی و همسان است. 4ـ ایجاد نشاط و رغبت در مخاطب5 ـ تأیید و تأکید بر نصرت پیامبران و هلاکت دشمنان 6 ـ ترسیم ریشه تاریخی اسلام 7 ـ هشدار و بشارت از اغراض داستان قرآن است .
با بررسي قصص عهدين و قرآن مي توان به اشتراكات و تفاوتهاي آن پي برد كه مهمترين آنها عبارتند از :
1-هريك از سه دين توحيدي اسلام ، مسيحيت و يهوديت داراي كتاب مقدس هستند كه مبناي ايمان هرمؤمني چه مسلمان ، مسيحي و يهودي است كه حضرت موسي فرامين خداوند را به صورت مستقيم و حضرت مسيح و حضرت محمد اين فرامين را به صورت غير مستقيم در يافت داشته اند .
2-بسياري از مغرضان معتقدند قرآن رونوشتي از تورات و كتب مقدس پيشين است . مهمترين وجه اشتراك عهدين و قرآن در وحياني بودن آن است . هرچند تورات و انجيل توسط افرادي بعد از حضرت موسي و عيسي نوشته شده است اما نمي توان وحياني بودن اين كتب مقدس رامورد ترديد قرار داد . به واقع ده فرمان خداوند به موسي به عنوان قوانيني لازم الاجرا به مومنان تلقي مي شود كه خدا وند تبارك و تعالي براي هدايت بشر آنرا به موسي ابلاغ فرمود . مشابهت قرآن با كتب مقدس پيشين بدان سبب است كه قرآن ، تورات و انجيل براي هدايت بشريت آمدند كه اولاد آدم با اجراي آن قوانين به يك مقصد برسند . پس مي توان گفت قرآن چكيده كتب مقدس پيشين است . این مطلب به وضوح در دوم تیموتاؤس 15:3-17 آمده است: "و اینکه از طفولیت کتب مقدسه را دانسته ای؛ که می تواند تو را حکمت آموزد برای نجات بوسیله ایمانی که بر مسیح عیسی است. تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است تا مرد خدا کامل و به جهت هر عمل نیکو آراسته شود."
3-در قرآن بسياري از موضوعات مطرح شده در عهدين را در يافت مي كنيم كه در بادي امر موضوعات مشترك بيشتر حكايات پيامبران همچون نوح ، ابراهيم ، يوسف ، الياس ، يونس ، ايوب و موسي و پادشاهان بني اسرائيل چون شاؤول ،داوود و سليمان است . البته سرنوشتي كه اقوام آنها دچار آن شده اند .
4-در قرآن كريم با وقايع عظيم تر و بزرگتري روبرو مي شويم كه در عهدين نيز به آن اشاره شده است آفرينش آسمانها و زمين و خلقت آدم ، طوفان نوح و خروج موسي از آن جمله است . هرچند بيان اين وقايع به لحاظ مضمون قرابت دارند اما در به لحاظ شكلي با يكديگر متفاوت هستند .
5-قصصي كه در قرآن و عهدين آمده اند به لحاظ اسلوب داراي تفاوت هستند .مثلا در قرآن ما در اسلوب قصه پردازي ويژگيهايي از قبيل گزینش و اجمال، پراکندگی و تکرار، پیام داری، گرایش به واقعیت، شخصیت پردازی، تقطیع، عینیت بخشی، هدفمندی و نظم را داراست كه اگر به دقت به آن بنگريد در مي يابيد هدف قرآن از بيان قصه تنها نقل داستان نيست عبرت آموزي ، هدايتگري ، انديشه سازي ،بيان اصول دين و بيان سنن الهي از اهداف قصه پردازي در قرآن است .البته قصه هاي قرآن هم به چند دسته تقسيم مي گردد .
6-قصه هايي در عهدين آمده اند بر محورسرگذشت قوم بني اسرائيل به عنوان قوم برگزيده و مالكيت آنان بر سرزمين موعود مي چرخد يا در انجيل بر محور روح القدس بودن عيسي و رسالت وي و در يك كلام تعاليم مسيحيت استوار است . قصههایی که در قرآن آمده بر یک محور است محوری که مشخص میکند یک عده غیر خدا را پرستیدند و در نتیجه به چه مسائلی گرفتار شدند. یا اینکه چگونه انسانها از پرستش غیرخدا به پرستش یگانه بیهمتا توسط انبیادعوت شدند، هر گاه قرآن از انبیاو سرگذشت پیشینیان سخن میگوید نتیجه مشترک ایناستکه غیرخدا عبادت نشود پس عمدهترین هدف خدا در بیان قصص قرآن عبودیت خدا و تربیت فرد و جامعه برای بندگی خدا و نفی بندگی غیر است.
7-با مقايسه و مقارنه قصص قرآن و عهدين مي توان تفاوت آشكاري را در اسلوب عرضه قصص مشاهده كرد .در عهدين قصص به صورت داستان تاريخي ، حكايت و گزارش تاريخي عرضه مي شود ولي داستانهاي قرآن به شيوه ادبي بيان گرديده است .
8- در نتيجه گيري داستانها هم مي توان تفاوتها را ديد . تمام داستانهاي عهدين به دو موضوع برتري قوم بني اسرائيل در عهد قديم و فرا رسيده ملكوت خدا در عهد جديد ختم مي شود ولي داستانهاي قرآن پايانش اثبات توحيد و نبوت و معاد مي باشد.
9-تفاوت ديگري كه مي توان به آن اشاره داشت در تأليف و مؤلفين عهدين و قرآن مي باشد . با همه اختلاف نظر ها عهدين پس از حضرت موسي و حضرت عيسي تدوين شده اند . قرآن بوسيله حافظان حفظ و در نهايت كاتبان وحي آنرا نوشته اند . علماي مسلمان بر عدم تحريف اين كتاب مقدس اتفاق نظر دارند . قرآن مجید ما با گونهای انسجام، یکپارچگی و وحدت در لحن، نثر و کلام روبهروییم، زیرا این کتاب قدسی چه از دید مؤمنان به آن و چه غیر مسلمانان، راوی واحدی دارد و در طول مدت زمان محدود و معینی که از چند دهه تجاوز نمیکند نازل شده و مهمتر از آن در گذشت زمان تغییرناپذیر باقی مانده و تحریف و بازنویسی نشده است.
10- قصص قرآن به مردم عفت کلام میآموزد. در سراسر آیات وحی ونه تنها در قصص قرآن این گونه عمل شده چرا که کلام قرآن کلام خداست و خداوند به بندگانش میآموزد که چگونه سخن بگویند و چگونه در کلام رعایت ادب و عفت را بنمایند.در عهدين گاها با مواردي بر مي خوريم كه پيامبران الهي مثل نوح يا ابراهيم يا اسماعيل و....به رفتارهايي متهم مي شوند .
11- بیشک در عهد جدید و قرآن مجید نیز به قصص فراوانی برمیخوریم که قصد تعلیم و تذهیب دارند اما تفاوت قصص عهد عتیق با قصص انجیلی و قرآن در غلظت معیارهای داستانگویی در قیاس با مقاصد تعلیمی نهفته است.
بهنظر میرسد وجوه ارشادی و اندرزگویی قصص عهد جدید و قرآن مجید بارزتر و آشکارتر است و اصولا این کتب شأن نزول قصص مذهبی را بیشتر هدایت مؤمنان قرار دادهاند و کوشیدهاند از داستانگویی صرف بپرهیزند.
اما گویا در عهد عتیق این حساسیت غلظت کمتری دارد.پیش از این اشارهای به داستان استر در عهد عتیق داشتیم، داستانی که حتی یکبار هم نام خداونددر آن به کار نمیرود، حال آنکه این داستانواره تاریخی از صحنهپردازی دراماتیکی و عوامل طرح و توطئه قوی برخوردار است.
12- حجم قصص عهد قدیم در مقایسه با حجم قصص انجیلی یا قرآن چشمگیر است.در عهد عتیق به قصههای کاملی برمیخوریم که با شرح جزئیات دقیق و با حفظ تقدم و تأخر رویدادها و دیگر اصول داستاننویسی ساخته و پرداخته شدهاند.
13- وجود برخی قصههای خاص در عهد عتیق با عنوان داستانوارههای اساطیری كه مربوط به بخشهای کهنتر عهد عتیق است، اما این بینش اساطیری به صورتی کمرنگتر در دیگر بخشهای این مجموعه دیده میشود.
نکته مهم در اینجاست که اگر با تفسیری غیر رمزگشایانه سراغ این قصص برویم، احتمالا آنها را حمل بر خرافات خواهیم کرد.نمونه بارز این امر کشتی گرفتن یعقوب با خداست(سفر پیدایش)که صرفا تفسیری رمزگشایانه را برمیتابد.قصه هايي با اين شيوه خاص در قرآن وجود ندارد . البته بیشک قصص فراوانی در قرآن یافت میشوند که به تفسیری رمزگشایانه نیز پاسخ میدهند و از اینرو میتوان درباره آنها به ساختاری اسطورهای قائل شد(مانند داستان یونس و ماهی یا تولید مسیح از مادری باکره و...)اما باید متوجه بود که این قصص در تفاسیر اسلامی با عنوان معجزات الهی تعبیر میشوند، حال آنکه داستانی مانند داستان پیکار یعقوب با خدا و چیره شدن بر او را نمیتوان با معجزههای الهی که به امر خداوند صورت میگیرند، سنجید.
14- ناسازگاری ظاهر برخی از قصص با موازین و معیارهای عرفی را در عهد عتيق مي توان يافت براي نمونه دختران لوط با پدر خود همخوابه و ازا و باردار میشوند(پیدایش 19-آیه 33 تا آ·ر)، ابراهیم از ترس جان، همسر خود را خواهرش معرفی میکند و او را به فرعون میبخشد(پیدایش 27)، موسی در سفر تثنیه از کشتن همه مردان و زنان و اطفال و تاراج شهرهای دشمن گزارشی میدهد(باب 2، آیه 34 و 35)، سلیمان هفتصد زن و سیصد کنیز میگیرد و رفته رفته تحت تأثیر زنان خود به اشاعه بتپرستی دست میزند(اول پادشاهان، باب 11)، داوود دلباخته همسر یکی از سرداران خود میشود و با او نزدیکی میکند، سپس به این نیز اکتفا نکرده و تعمدا همسر وی را به سوی مرگ میفرستد تا رسما بتواند زن وی را تصاحب کند(دوم سموئیل، باب 11)و...
شخصیتپردازی انبیایی که مصون از خطا و لغزش نیستند گرچه از لحاظ داستانی باورپذیرتر و حتی پرکششتر است، اما آشکارا با عقیده معصوم بودن پیامبران در اسلام در تضاد است. اصولا قرآن مجید میکوشد داستان خود را به زبانی اخلاقگرا نیز روایت کند.
15- در برخی از موارد جزئیاتپردازی عهد عتیق حیرتبرانگیز است.برای مثال ارائه شجرهنامههای مطول، ذکر ارقام ریز و دقیق درباره شمار افراد قبایل اسراییل و یهودیه، دستورات دقیق یهوه برای اجرای مراسم و ساختن معبد و...، این جزئیاتپردازی در قصههای عهد عتیق نیز دیده میشود. اما برخلاف این روش، حذف، گزیده و خلاصهگویی از ویژگیهای قصهگویی قرآن مجید است.
16- داستانهای عهد قدیم، عموما از منطق روایت خطی بهره میبرند.بدین معنا که داستان از آغاز تا فرجام به صورت منسجم و یکپارچه و با حفظ تقدم و تأخر منطقی رویدادها نقل میشود، همچنین با توجه به تازگی مطلب، داستان کامل روایت میشود.اما داستانهای قرآن کریم از منطق دایرهای سود میبرند بدین معنا که اغلب، اطلاعاتی از فرجام داستان، در آغاز و میانه داستان ارائه میشود، دیگر اینکه در شیوه قصهگویی قرآن مجید از ذکر تمامی داستان پرهیز میشود، بهطوری که میگویند، در قرآن مجید تنها قصه یوسف به شکل کامل نقل شده و در دیگر موارد به بخشهایی از یک قصه اشاره شده است. بنابراین حذف و تلخیص و شکستن منطق خطی یا به عبارتی پس و پیش کردن بخشهای یک داستان به منظور افاده معنایی اخلاقی و پندآموز از ویژگیهای قصهگویی قرآنی است.در واقع قرآن مجید برآن است تا با حذف عامل غافلگیری در داستان(به ویژه آنکه اصل داستان تکراری است)، اذهان را متوجه پیام اخلاقی آن کند، بدین ترتیب کاملترین داستان مندرج در قرآن یعنی داستان یوسف به لحاظ حجم پنج برابر کوتاهتر از نمونه توراتی آن است.
موارد فوق از جمله تشابهات و تفاوتهايي است كه پس ازبررسي قصص عهدين و قرآن مي توان به آن دست يافت .
نتيجه گيري :
مهمترين وجه اشتراك عهدين و قرآن در وحياني بودن آن است . هرچند تورات و انجيل توسط افرادي بعد از حضرت موسي و عيسي نوشته شده است اما نمي توان وحياني بودن اين كتب مقدس رامورد ترديد قرار داد . به واقع ده فرمان خداوند به موسي به عنوان قوانيني لازم الاجرا به مومنان تلقي مي شود كه خدا وند تبارك و تعالي براي هدايت بشر آنرا به موسي ابلاغ فرمود . مشابهت قرآن با كتب مقدس پيشين بدان سبب است كه قرآن ، تورات و انجيل براي هدايت بشريت آمدند كه اولاد آدم با اجراي آن قوانين به يك مقصد برسند . پس مي توان گفت قرآن چكيده كتب مقدس پيشين است .وجه اشتراك ديگري كه مي توان در قصص عهدين و قرآن يافت ،به لحاظ موضوعي است يعني داستان زندگي پيامبران ، خلقت آدم ، طوفان نوح ، خروج موسي و..... از داستانهايي است كه در عهدين و قرآن ذكر آنها آمده است هر چند در بيان و محتواي قصص تفائتهاي آشكاري وجود دارد . عمده ترين تفاوت در شيوه نگارش و مؤلفين آن است . قرآن كتابي است كه در زمان حيات پيامبر بر وي نازل شده و توسط حافظان و كاتبان وحي به تحرير در آمده است . حال آنكه عهدين را سالها پس از حيات پيامبران صاحب كتاب و توسط يهوديان و حواريون گرد آوري و نوشته اند . در شيوه قصه گويي هم تفاوت كاملا مشهود است .
منابع و مآخذ
1- راغب اصفهاني ، مفردات . «دمشق :دارالقلم ، 1416 »ماده ي قصص
2- ر.ک:کتابهایی از عهد عتیق (کتابهای قانونی ثانی)، براساس کتاب مقدس اورشلیم، ترجمه پیروز سیار،تهران نشر نی، 1380
3- سيوطي ، اتفان ، ترجمه ي دکتر محمد جعفر اسلامي ، جلد اول ، «تهران :بنياد علوم اسلامي ، 1362 »ص 205
4-جوادي آملي ، عبدالله ، هدايت در قرآن ، چ سوم ، نشر رجاء(ص5)
5- سفر پیدایش
6- كتاب يونس
7-(سفر پیدایش باب 32)
8-(سفر پیدایش باب 11)
9-(یوشع باب 10)
10- نورتروپ فرای، رمز کل:کتاب مقدس و ادبیات، ترجمه صالح حسینی، انتشارات نیلوفر، 1379(ص 58).
11-(برای نمونه عاموس باب 7 آیات 17 و 16؛اشعیا باب 2، آیه 4؛میکاه باب 4، آیه 3 و...)
12- ر.ک:عهد عتیق، ارمیای نبی(1 آیات 14-13)به نقل از كتاب رمز كل ص283
13- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ج 3، ص 194.
14- طبرسی،امین الاسلام: مجمع البیان، ج12، ص 314.
15- یوسف/3.
16- قربانی، نجمه: واقع گرایی درقصه های قرآن، چاپ اول، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، تهران، 1389ش ص24
17- حسینی ژرفا، سید ابولقاسم: مبانی هنری قصه های قرآن ج2، بیچا، دارالثلین، قم،1377 ش-ص38