مقدمه :
کشور ما از لحاظ جمعیتی در زمره کشورهای جوان محسوب می شود. درحال حاضر قریب باتفاق نسل جوان و نوجوان ما همواره نشان داده است که طالب معنویت بوده و در عرصه های معنوی نیز این واقعیت، خود را به خوبی نشان داده است. آمار افزایش معتکفین در سالهای اخیر نیز گواه این عرض ماست. نگاهی کوتاه به آمار کسانی که در مراسم شورانگیز عزاداریهای امام حسین(ع) شرکت می کنند نیز نشان از حق جویی این نسل دارد. راه اندازی تشکلهای مذهبی خودجوش مانند آنچه که به نام هیئت های کودکان، نوجوانان و جوانان در خیابانها از دو یا سه روز به محرم شکل و توسط خود آنان سازماندهی می شود، نشان از گرایش آنان به مباحث دینی دارد.(1)
خداوند در سوره غافر یک چرخهای از حیات را بیان میکند که جالب توجه است. کودکی ـــــ جوانی ـــــ پیری.
«هُوَ الّذی خَلَقَکُم مِنْ تُرابٍ ثمَّ مِنْ نطفةٍ ثمّ من علقةٍ…»
اوست که شما را: ۱ـ از خاک آفرید ۲ـ سپس از نطفه ۳ـ آنگاه از خون بسته ۴ـ و بعد از آن به صورت طفلی شما را بیرون میفرستد ۵ـ تا به کمال نیرو برسید ۶ـ و پس از آن پیر شوید و برخی از شما پیش از رسیدن به پیری میمیرید، و بعضی به آن اجل معیّن میرسید، و شاید بیندیشید.
«شدن» در این آیه موج میزند و سیر تکاملی انسان، به صورت آرام در جسم انسان تعبیه شده است. یعنی رشد جسم، حتما باید توأم با رشد جان باشد. به هر تقدیر دوران کودکی، جوانی و پیری، در آیینه قرآن، بسیار آرمانی به «فیلم» کشیده شد و مبدأ معنادار و معاد ماندگاری را به نحو نیکو، تبیین میکند.
بیماریهای روحی که امروزه جوانان را تهدید میکند، بسیار بسیار متعدد و متنوع است، بیماریهای روحی، داروی معنوی و تکیه معنوی میخواهد. از این جهت، هر جوانی با مراجعه به قرآن، میتواند بیماریهای روحی خود را، پیشگیری و یا درمان بخشد. اگر چنین اتفاقی در زندگی یک نوجوان و جوان بیفتد، شیرینترین و زیباترین اتفاقی است که در زندگی آنها بوجود آمده. «اتفاقات قرآنی» همهاش مهم و بزرگ است و اُنس یک نوجوان و جوان با قرآن، یک اتفاق آسمانی است.
به هر حال قرآن، در عمل، میزان رفتار و کردار مسلمانان است عموما، و جوانان است خصوصا، و همه باید خودشان را بر قرآن عرضه کنند، تا ببینند یک انسان و جوان قرآنی هستند یا خیر؟
اگر چنین نیستند باید هر چه سریعتر برای درمان جان خود اقدام کنند و لحظهای توقّف روا نباشد و هیچ مانع و یا «مینی» از طرف قرآن مجید وجود ندارد. اگر مانع و یا میدان مینی احساس میشود در خود ما است…
بیمار اگر بخواهد درمان شود، با شفا بهبودی مییابد و دارو ذاتا شفای مریض نیست، زیرا بسیار میشود که بیمار دارویی مصرف میکند و مریضی او شفا نمییابد. خدای سبحان در مورد قرآن نمیفرماید که قرآن، داروست بلکه میگوید او شفاست و اثر شفابخش آن قطعی است و هر کس به محضر قرآن بیاید و آن را بفهمد و بپذیرد و عمل کند، به طور قطع مرضهای درونیش از بین میرود.»
امروزه، استرس یا بیماریهای صنعتی ـ فشارهای روانی و عصبی ـ خیالبافیها، عشق به خودکشی و… در جوامع انسانی موج میزند و بعضی از جوامع انسانی را به جهنّم روحی و انسانی، تبدیل ساخته است.
خلأ انسانی و روحی پیش آمده در جوامع بشری را، با هیچ ماشینی نمیتوان پُر و یا تخلیه کرد، مگر با معنویت و ارزشها… .
قرآن مجید، به پنج مرحله زندگی بشری اشاره میکند و آن را مورد آسیبشناسی قرار میدهد. میفرماید:
«اعلمُوا انّما الحیوةُ الدّنیا: ۱) لعبٌ ۲) و لَهْوٌ ۳) و زینَةٌ ۴) و تفاخُرٌ بَیْنکُمْ ۵) و تکاثُرٌ فی الاموال والاولاد.
کمثل غیثٍ اعجبَ الکفّار نباتُهُ ثمّ یهیجُ فتریهُ مصفرّا ثُمَّ یکونُ حُطاما و فی الآخرة عذابٌ شدیدٌ و مغفرةٌ من اللّه و رضوان و ما الحیوة الدّنیا الاّ متاعُ الغرور؛
بدانید که زندگی دنیا: بازیچه (دوران کودکی)، سرگرمی (دوران نوجوانی) ،تجمّل ـ و تجمل پرستی ـ (دوران جوانی) ،تفاخر در میان خودتان (دوران میانسالی) ) و افزونطلبی در اموال و اولاد (دوران شیخوخیت و کهنسالی) است.»
دوستی و دلبستگی به تمام مراحل پنج گانه خطر محض است و دوستی و دلبستگی به هر یک از این مراحل، خطر نسبی است.
این پنج مرحله دنیا است و دنیا، آن است که انسان را از خدا باز بدارد.
به نظر می رسد توجه به قرآن و آموختن برای ارامش روح و جسم انسانها خصوصا جوانان و نوجوانان یک ضرورت است
در این مقاله ما سعی خواهیم کرد به این پرسش پاسخ دهیم که :
"چگونه میتوان نوجوانان و جوانان را با قرآن قرین ساخت ؟"
اهمیت فراگیری و آموزش قرآن در بین جوانان و نوجوانان در چیست؟
در واقع از دو زاویه میتوان به این موضوع پرداخت: یکی از این زاویه که به بررسی هدف از خلقت انسان بپردازیم و در تبیین سیری که انسان باید بپیماید تا به کمالی که لایق آن است برسد، نقش وحی و بعثت انبیا را مطرح کنیم و بعد برسیم به این که قرآن کتابی است که برای هدایت افراد، از سوی خداوند متعال بر پیامبر اکرم نازل شده است. بنابراین هر که طالب کمال است، راهی جز تمسک به قرآن و اهلبیت (ع) به عنوان کسانیکه مطالب این کتاب را با رفتار و گفتار خود تفسیر و تبیین کردهاند، پیشرو ندارد.
از زاویهای دیگر نیز میتوان وارد بحث شد وآن این که درجامعه ما، آشنایی مردم با قرآن و معارف دینی علاوه، بر این که زندگی فردی و اجتماعی آنان را سامان میبخشد، موجب میشود که ا فراد و به ویژه جوانان و نوجوانان تحت تأثیرالقائات فکری و فرهنگی دیگران واقع نشوند. غالب انحرافات فکری و اخلاقی افراد مسلمان به دلیل عدم آشنایی آنها با معارف دینی است.
هر چند ممکن است این بحث از زوایای دیگری نیز قابل پیگیری باشد، اما آنچه درهمه این مطالعات و بررسیها مهمتر است، ضرورت فراگیر کردن آموزش قرآن وایجاد انس مردم و به ویژه جوانان و نوجوانان با این کتاب الهی است. (2)
چگونه میتوان نوجوانان و جوانان را با قرآن قرین ساخت؟
مگر پیامبر اسلام(ص) در دوران نوجوانی، در مبارزه با متجاوزان و مشرکان، انجمن «پیمان جوان مردان» را تشکیل نداد؟!
پیامبر قرآن، وقتی جوان ۲۵ ساله شد، رفتار او در شهر مکه زبانزد همه گشت و مردم به وقار و پاکدامنی، نجابت، امانت، و درستکاری او پی بردند و از این رو او را «محمّد امین» نامیدند.
جوانها، همیشه تاریخ تلاش میکنند تا خودشان را در قبرستان کهنگی و کهنه پرستی گرفتار نکنند. حرفهای کهن را میپذیرند و حرفهای کهنه را ردّ میکنند.
اهمیت نهادینه شدن فرهنگ قرآن امام صادق(ع) فرموده اند: «من قراالقرآن و هو شباب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه». آن وجود شریف به خوبی تبیین می فرماید که اگر آموزه های قرآنی (و دینی) در جوانی در ذات و گوهر وجودی جوان قرار گیرد، آنگونه نهادینه و تثبیت می شود که در گوشت و خون جوان آمیخته می گردد؛ آمیختگی که به دنبال آن، ثبات در دین و پایداری در ایمان را بدنبال دارد. بنابراین اگر جامعه ما حساسیت این مقطع سنی را درک کند، از این فرصت به عنوان یک فرصت طلایی در بهره گیری از آن، همت ویژه ای را بکار خواهد بست. هرچند قبل از انقلاب، برادران روحانی و مبلغین دینی درپی چند جوان می گشتند تا مفاهیم دینی را به آنان بگویند اما در نظامی که ارکان مدیریتی آن به دست مؤمنین است، باید راههای ارتقای معنویت در بین جوانان شناسایی و بهترین مسیر برای جذب آنان برگزیده شود.
کانون خانواده:
نقش خانواده در تربیت دینی و افزایش معرفت و انس آنان با قرآن و هدایت بر کسی پوشیده نیست، در اینجا چند آموزه قرآنی ضروری به نظر می رسد: پیامبراکرم(ص) وقتی از جانب حق تعالی، مأمور تبلیغ دین می شود، به امر خداوند قبل از پرداختن به جامعه؛ مأمور تبلیغ دین در خانه می شود. آیه «وانذر عشیرتک الآقربین» یا در آیه 132 سوره طه و آیه 55 سوره مریم به پیامبراکرم(ص) خطاب می شود: خانواده ات را به نماز امر کن «و أمر اهلک بالصلوه » و یا در آیه 6 سوره مبارکه تحریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً». بنابراین اگر بخواهیم با آموزه های قرآنی، راههای گسترش قرآن و سیره اهل بیت را در بین جوانان بررسی کنیم، باید خانواده ها را بر این مهم، حساس، ترغیب و تشویق کنیم (هرچند که پدران و مادران، خود کاستیهایی دارند که ما باید بر اصلاح آنهم هم فکر کنیم.) این مطلب را با آماری از تحقیقی که در یک جامعه آماری به روش تصادفی از میان دانش آموزان اول تا سوم راهنمایی و به نسبت مساوی دختر و پسر (از هر جنس 150نفر) انجام شده، به این واقعیت تأکید کنم که در این تحقیق 33% دانش آموزان، تربیت صحیح دینی را از مسیر خانواده می دانند و بر آن تأکید نموده اند. (3)
رسانه ملی:
براساس یک تحقیق در کشورهایی همچون آمریکا، روزانه بطور متوسط 200دقیقه از وقت کودکان خود را در پای سیستم های صوتی تصویری سپری می کنند که سهم تلویزیون در مجموعه ابزارهای این بخش، از وضعیت بالایی برخوردار است. در کشور ما، کودک، نوجوان و جوان، حداقل روزی یکساعت از وقت خویش را در پای تلویزیون (رسانه ملی) سپری می کنند. در تحقیقی که انجام گردیده ، 31% دانش آموزان اعلام کرده اند رسانه ملی می تواند بالاترین اثر را در یادگیری و درک مفاهیم دینی داشته باشد. پیداست صدا و سیما پس از خانواده، نقش بسیار بالایی در این مورد دارد و در فرآیند ابزارهای تربیت امروز، نقش مدارس را به مراحل بعدی تنزیل داده و خود به مرحله دوم صعود کرده است .
همسالان:
هنگامی که در تاریخ می خوانیم کودکی بر پرتگاه بامی قرار گرفته بود و همه نگران سقوط کودک بودند و هیچکس هم یارای جلو رفتن را نداشت. (چرا که کودک با دیدن بزرگترها، با وجد و یا با ترس ممکن بود حرکتی به جلو داشته و حرکت او منجر به سقوط گردد.) از مولایمان علی(ع) استمداد و راهنمایی طلبیدند. آن حضرت فرمان داد کودکی همسان و همسال کودک را نزدیک او قرار دهند و کودک در شرف سقوط با دیدن همسال خویش متوجه او گردید و بسویش جلب و ماجرا و مشکل حل گردید. در همان تحقیقی که در بخش قبلی به آن اشاره کردم نیز آمار همان جامعه آماری نشان می دهد که جوانان و نوجوانان از همسالان خویش در تربیت و اصلاح دینی اثرپذیر بوده اند. دغدغه خانواده های متدین از اینکه فرزندشان با چه کسی معاشرت دارد و فرزندان خویش را در این موضوع بطور مرتبط و پیوسته مورد سؤال می دهند نیز نشان از اهمیت آن است.
مدارس و دانشگاه ها (مراکز آموزشی):
تقریبا 12سال از زندگی یک فرد ایرانی (دختر و پسر) تا مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی در محیط مدرسه سپری می شود. یعنی با شاخص متوسط عمر یک ایرانی (65 سال) ]یعنی 18% عمر مفید[. نگاهی کوتاه به فرآیندهای آموزش در موضوع آموزه های دینی در مدارس و شیوه های انتقال آن (صرف نظر از تعداد محدودی از مدارس) نشان می دهد که ما در این مبحث کمترین توجه را به مدارس داشته ایم و اگر هم اقداماتی انجام داده ایم، کافی و پاسخگو و انسان ساز نبوده است. امروز چه کسی می تواند ادعا کند اگر آثار و آموزشهای خانوادگی، فردی، محیطی و... که در خارج از مدرسه به جوان و نوجوان منتقل می شود را حذف و چشم امید به 12سال تلاش مربیان قرآنی، دینی و تربیتی مدارس داشته باشیم می توان ادعا نمود که جوان فارغ التحصیل از پیش دانشگاهی ما، جوانی مؤمن محصول آن خواهد بود؟(4)
در این مجال به آموزش قرآن در مدارس توجه می شود تا مربیان قرآن و مدیران مدارس بتوانند با استفاده از این راهکارها در مسیر آموزش به موفقیت دست یابند هر چند راهکارهایی در باره سایر موارد که در تربیت قرآنی نوجوانان و جوانان اثر دارند نیز ارائه می شود .
1-اهتمام به يادگيری قرآن در دوران ابتدايی و نوجوانی بيشتر است
همانطور كه بسياری از آموزهها لازم است از مقاطع ابتدايی وارد زندگی افراد و خانوادهها شود، قرآن نيز بايد از دوره ابتدايی وارد زندگی افراد شود به نحوی كه اين تصور از بين برود كه آموزش قرآن نيازمند ورود به يك فضای خاص و سنگين است.
در مدارس میتوان از دانشآموزان مسلط به قرآن برای تشويق ساير دانشآموزان استفاده كرد و اين مسئله شادابیهايی را در كلاس ايجاد خواهد كرد و از سوی ديگر اگر تفاسيری در كلاس بر اساس سن دانشآموزان به آنها ارائه شود به شادابی كلاسها میافزايد.
2-بايد تلاش مضاعف آموزش قرآن بر چند سال اول تحصيل متمركز باشد
كه بچهها علاقهمند به قرآن شوند و اگر دانشآموزان علاقهمند شدند خودشان آموزش قرآن را پيگيری میكنند البته بسياری از دانشآموزان اكنون سنين اوليه تحصيل خود را پشت سرگذاشتهاند و نمیتوان ديگر اقدامات پايهای آموزش قرآن را برای آنها انجام داد بلكه اكنون نيازمند اين هستيم كه با در نظر گرفتن نيازهای همه گروههای موجود در جامعه برای هر گروه آموزشهای ويژه و تخصصی ارائه دهيم كه جذابيت هم داشته باشد. يك فضای سنگين بدون شادی و خنده تصويری است كه بسياری از دانشآموزان از كلاسهای قرآن دارند در حالی كه بايد اين تصوير كاملاً اصلاح شود و كلاسهای قرآن به جذابترين كلاس برگزار شده در مدرسه تبديل شود كه برای اين كار میتوان از كادر جوان و افرادی كه دارای روابط عمومی قوی هستند استفاده كرد.
3- روش آموختن ساده و تأثيرگذار قرآن بدون تكيه بر زبان عربی با استفاده از كدها
ترجمه و تفسير قرآن را میتوان به حدی ساده كرد كه نونهالان ما آن را درك كنند، البته داستانهای قرآن را میتوان به زبان خودشان به آنها آموخت و نيز میتوان موضوع آيات و هدف كلی سوره را به نحوی كه آنها با فضای كلی سورهها آشنا شوند به آنها آموزش داد، به اين نحو مفاهيم قرآن در ذهن بچهها ماندگار میشود؛ يك كليد و كليدواژه قرآنی كه فهم آن در حد دانشآموزان باشد را میتوان با جذابيت به آنها آموخت.
4- آموزش قرآن نيازمند مداومت است
اگر آموزش و پرورش به دليل وجود تعطيلات تابستانی نمیتواند اين مداومت را ايجاد كند با كمك ساير مؤسسات قرآنی میتوان اين مداومت را ايجاد كرد كه اين مسئله نيازمند برنامهريزی مدون است. (5)
5-آموزش با بیان شیرین و دلنشین
خداوند تبارك و تعالي وقتي مي خواهد شيوه بيان تبليغ اسلام را به پيامبر اكرم(ص) بيان فرمايد، در آيه15 سوره مباركه آل عمران دستور مي دهد كه: «اي پيامبر، اگر روحيه خشن و تندي داشته باشي، حتماً از گرد تو پراكنده (دور) مي شدند). بنابراين مهمترين تأكيد در اين بخش بايد تبيين مفاهيم قرآن و عترت به زبان لين و دلنشين باشد، لذا شيوه بيان مفاهيم ديني و قرآني به زبان مذكور بايستي تدوين و به مجريان ذي ربط منتقل گردد.(6)
پیشنهاداتی کاربردی برای ترویج قرآن در خانواده
1- اعضای خانواده هر شب به مدت 10دقیقه در کنار یکدیگر، نصف صفحه از قرآن را باهم تلاوت کنند.
2- خانواده هایی که خودشان از نعمت تلاوت صحیح کلام خداوند محرومند، با بهره گیری از نوارهای صوتی و تصویری، قاری را در آیات تلاوت شده همراهی کنند.
3- هر شب، یک واژه از کلمات قرآنی را باهم یاد بگیرند. البته ترجیحاً ابتدا از واژگان پرکاربرد استفاده شود تا سهل و آسان بودن مسیر فهم قرآن بر همه اعضای خانواده بخوبی روشن و ملموس شود.
4- والدین برای کودکان خویش که قرآن را حفظ می کنند، جوائزی درنظر گیرند و مطمئن باشند که هر میزان روی حفظ آیات هزینه کنند، سرمایه گذاری آنان محسوب خواهد شد که بزودی بهره معنوی و مادی آن را بصورت مضاعف برداشت خواهند نمود.
پیشنهاداتی کاربردی برای ترویج فرهنگ قرآنی در رسانه ملی
1- کارگردانان دین مدار جهت سرمایه گذاری در این بخش شناسائی، تشویق و دعوت شوند.
2- توسط سازمانهای مرتبط با کودک و نوجوان، برنامه های زیبا و کوتاه و یا سریالهایی با محتوای قرآنی و اهل بیت(ع) طراحی و اجرا شود.
3- از نوجوانان بخواهیم با ساخت فیلمهای پیام دار یک، دو دقیقه ای با مفاهیم دینی در ساخت و برنامه های موردنیاز جوانان مشارکت جویند.
4- برنامه های کودک کشورهای اسلامی را رصد و بهترین های آن را که با فرهنگ قرآنی و شیعه ما سازگاری دارد را پخش نمائیم.
راهکارهای اجرایی در تأثیر گذاری بیشتر همسالان در ترویج فرهنگ قرآنی
راهکارهای پیشنهادی
1- در جزوه های تربیتی، موضوع دوست یابی صحیح و آثار و عواقب و آثار ناشی از آن بیان گردد.
2- در همین رابطه، نمونه ای از کسانی که با دوستان خوب، رمز موفقیت و ترقی علمی، اخلاقی و دینی را طی کرده اند، بعنوان مصادیق روشن آورده شود.
3-در سیستم مساجد و مدارس ، جوانان موفق و در صراط مستقیم قرار گرفته، شناسایی و بوسیله آن ها راههای جذب همسالان بیان گردد.
4- همسالانی که با شیوه های مناسب جذب و در مسیر دین قرار می گیرند، توسط مساجد و مدارس و بسیج تشویق گردند.
5- مباحث دینی با بیانی شیوا از زبان همسالان بیان گردد. بنابراین لازم است تشکلهای خاص شکل گیرد.
نتیجه گیری :
همه کسانی که میخواهند «فرهنگ قرآنی» را نشر بدهند، به ویژه معلمین قرآن، باید با زبان زمان و مکان، آشنا، مسلح به وسایل آموزشی پیشرفته و به روز باشند.
بطور مثال، اگر امر دایر شود بین دو کلاس قرآن، از جانب یک معلم، منتهی یک کلاسش به تعداد دانشآموز به «رایانه» و «دیسکت قرآن» مجهز باشد، کلاس دیگرش به تعداد دانشآموز «قرآن بر رحل» داشته باشد، در این صورت نوجوانان، جوانان، حتّی بزرگسالان کدام کلاس قرآن را ترجیح میدهند؟
اگر یک چنین کاری، در یک مدرسه و محیط آموزشی از طرف دو معلم صورت پذیرد، دانشآموزان کدام کلاس را ترجیح میدهند؟! هم چنین است در مساجد.
اگر مسجدی مجهز باشد به کتابخانه عمومی، سالن مطالعه، رایانه با دیسکتهای متعدد و متنوع، سالن ورزشی متنوع، اعم از ورزشهای فکری و جسمی، میز و صندلی، حمام و…، و مسجد دیگری که هیچ یک از این امکانات را ندارد، نوجوانان و جوانان به کدام سمت گرایش بیشتری پیدا میکنند؟
بنابراین، همه کسانی که با آموزش قرآن و نشر فرهنگ قرآنی، سر و کار دارند، باید مسلّح و مجهّز به امکانات آموزشی پیشرفته باشند و با شناسایی و آشنایی با آن، بتوانند محتوی و معانی عظیم کتاب کریم را، در یک ظرف زیبا، تحویل نوجوانان و جوانان بدهند، تا بتوانند نوجوانان و جوانان را با قرآن پیوند، آشنا و یا آشتی دهند.
البته روحیات اینگونه، اختصاص به جوانان تنها هم ندارد و به حساب ضعف نوجوانان و جوانان هم نمیآید. چون جوانها، همیشه تاریخ تلاش میکنند تا خودشان را در قبرستان کهنگی و کهنه پرستی گرفتار نکنند. حرفهای کهن را میپذیرند و حرفهای کهنه را ردّ میکنند.
حافظان نوجوان و جوان هم چنین هستند و این از جمله زیبائیهای نهفته در درون نوجوانان و جوانان است.
این معلّم و مربی است که باید زبان آنها را بشناسد و مطابق میل و خواست مثبت آنها شیوه و متد ارائه دهد. اگر معلّم و تمام کسانی که میخواهند فرهنگ قرآنی را نشر بدهند، با زبان نسل جدید و جوانان آشنا نباشند، نمیتوانند ساربان خوبی برای این کاروان باشند.
اگر ساربان از کاروان عقب بماند، شاید کاروان، سر از ناکجا آباد بدر آورد.
به هر تقدیر، قلب نوجوانان و جوانان باید با «قلب و روح قرآن» پیوند بخورد؛ این کار یعنی پیوند و پیمان با قرآن، یا باید از طرف خود نوجوانان و جوانان صورت پذیرد یا دست اندرکاران در ارتباط با «فرهنگ قرآنی»، این پیوند و پیمان با قرآن را ایجاد بکنند، تا از این طریق نوجوانان و جوانان «بیمه قرآنی» گردند.
منابع و پی نوشتها:
1- سایت فرهنگی فطرت 12/7/1389
2- مجله بشارت شماره یک مهر و آبان 1376
3- روزنامه کیهان مورخه 18/12/84
4- مقاله آقای محمد انجم شعاع منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 20/02/1386
5- خبرگزاری قرآنی ایران يكشنبه 04 مهر 1389
6- آیه 15سوره مبارکه آل عمران